سازبندی (Orchestration)
برگردان اصطلاح "ارکستراسیون" و گاه برگردان اصطلاح انگلیسی Instrumentation به معنی "هنر ترکیب رنگ های صدایی سازهای ارکستر" در نوشتن موسیقی است.
سازبندی یکی از مواد درسی رشته آهنگ سازی است.هنر جوی این رشته پس از فرا گرفتن چند بخشی کردن موسیقی (هارمونی و کنتر پوان)، نخست باید با یک یک سازهای مهم و متداول، وبه ویژه آنها که در ارکسترهای گوناگون عضویت دارند آشنا شود و به امکانات اجرایی هر ساز، به موانع و دشواری های این یا آن طرز اجرا در هر ساز،به تفاوت رنگ و حالت هر ساز با ساز دیگر، و به همین تفاوت در منطقه های صدایی،وسعت هر یک،وغیره تسلط پیدا کند. و نیزبه عوامل گوناگون موسیقی،مانند خط اصلی ملودی،خط تقویت کننده ملودی،بخش همراهی،وغیره آگاهی کامل یابد. پس از آن باید بر زمینه رشته های دیگری که آموخته است،مانند فرم،بافت،وغیره،از خود آهنگ هایی ابداع کرده،آنها را بر پایه اصول سازبندی برای ارکستر بنویسد.هنرجویان به دستور استادشان معمولا طرح کامل قطعه خود را نخست بر روی حامل های مضاعف،یا حامل های سه گانه یا چهارگانه،به گونه ای می نویسند که هریک (یا چند) گروه از سازهای همگن (یا کم وبیش همرنگ) بر روی یکی از حامل ها جای گیرد،و پس از تصحیح نادرستی های احتمالی، قطعه را بر روی پارتیتور ارکستر منتقل می کنند.آنچه در هر سازبندی با ارزش است،شناخت امکانات و دشواری های سازها،گزینش این یا آن ساز،این یا آن ترکیب سازی برای اجرای این یا آن "لایه" یا بخش موسیقی است.در نظر داشتن قدرت صدایی یک ساز نسبت به دیگری در یک ترکیب - که احتمالا سبب پوشیده شدنصدای ساز ضعیف تر می گردد.گزینش تمهیدی برای رفع این کمبود،همه از مسائل ارزشمند ساز بندی ارکستر هستند.
برخی از سازهای بادی یا تقریبا همه آنها دارای چنان ساختمانی هستندکه اجرای قطعه هایی با نشانه های تغییر دهنده بسیار،ب رایشان بی اندازه دشوار یا اساسا غیر ممکن است . چنان که آهنگ سازان در قرون گذشته مجبور می شدند برای این سازها و سهم اجرایی آنها در یک همنوازی ، به تونالیته های ساده تر، یعنی آنها که نشانه های تغییر دهنده اندک تری دارند،توسل جویند . این محدوده البته کار آهنگ سازان را دشوار می ساخت،به طوری که کارگاه ها و کارخانه های تولید ساز به این فکر افتادند که با ساختن سازهایی چند ، از یک گونه به اندازه های مختلف و سطوح زیر و بمی متفاوت،زمینه ای آماده کنند تا آهنگ سازان بتوانند در هر تونالیته دلخواه بخش های مربوط به این سازها را بنویسند . به این ترتیب سازهای انتقالی به وجود آمد.برای درک بهتر این مسئله ، یکی از سازهای انتقالی مثلا کلارینت را بررسی میکنیم : بر اثر تجربه گذشتگان این نتیجه به دست آمد که از ساز جدید دو گونه مختلف ساخته شود:
- سازی با آن مقیاس که هرگاه به اجرای گام یا تونالیته "دو ماژور" می پردازد،در نتیجه بم تر بودن آن،شنونده آن گام یا تونالیته را یک پرده بم تر، یعنی "سی-بمل" خواهد شنید . ساز مزبور با این مشخصه البته تونالیته های بمل دار را آسان تر از دیز دار ها اجرا خواهد کرد.این کلارینت را "کلارینت سی-بمل" نامیدند.
- کلارینت دیگری که صدای طبیعی آن (یعنی "دو" ) یک پرده ونیم بم تر از "دو"ی دیاپازون یا پیانو بود.یعنی هرگاه نوازنده ساز بر روی آن به اجرای تونالیته "دو ماژور" می پرداخت،صدای "لا ماژور از آن شنیده می شد.روشن است که ساز مزبور تونالیته های دیز دار را بهتر و آسان تر از تونالیته های بمل دار می توانست اجرا کند.این ساز را "کلارینت لا" نامیدند.نکته دیگر این که هر گاه یکی از کلارینت های بالا (یا هر دو) نقشی در همنوازی داشتند،آهنگ ساز می بایست اختلاف سطح زیر و بمی این یا آن کلارینت را در نظر بگیرد و نت اجرایی آنها را انتقالی بنویسد،زیرا مثلا برای کلارینت "سی_بمل" که نسبت به دیاپازون اساسا یک پرده بم تر است،می بایست بخش کلارینت،نسبت به سازهای غیر انتقالی یک پرده زیر تر نوشته شود(اگر قطعه موسیقی مثلا در تونالیته "ر" است،بخش کلارینت بایستی در "می" نوشته شود) و بخش کلارینت "لا" در یک آهنگ یک پرده ونیم زیرتر نوشته شود (اگر قطعه در تونالیته "سل" است،بخش کلارینت "لا" در تونالیته "سی_بمل" نوشته می شود).
ساز های انتقالی عبارتند از:
- گروه ابوا،ابوای معمولی،غیر انتقالی،کرآنگله (ابوای آلتو) در "فا" (با صدایی یک نجم بم تر از سازهای غیر انتقالی). سازهای دیگر همه غیر انتقالی هستند.
- گروه کلارینت،کلارینت "سی_بمل" ،کلارینت "لا" ،کلارینت "دو" (این یک غیر انتقالی)،کلارینت "باس "سی_بمل" (به روش نت هنویسی فرانسوی به فاصله نهم بالا،و به روش آلمانی به فاصله دوم بالا برای این ساز)،کلارینت "می_بمل" (نت نویسی یک پرده و نیم پایین تر)،وچند کلارینت دیگر در ارکستر های نظامی و احیانا در ارکستر های معمولی.
- گروه ساکسوفون،سازی جدید با گونه های 12 گانه،که 3 تا از آنها انتقالی هستند،"می_بمل" ، "سی_بمل" ، و "سی_بمل" باس.
- گروه کرنت،سازی شبیه به ترومپت،در "سی_بمل" و "لا" (هر دو مقیاس در یک ساز قابل انطباق است)، و کرنت "می_بمل".
- کر فرانسوی،مانند ساکسوفون و کرنت ساز بادی مسی،با میدان صدایی نسبتا پایین(بم) در فا" (و با کاربردی اندک تر در همه سطوح دیگر). کر "فا" ، یک فاصله پنجم صدا می دهد و از این رو بخش آن را باید به فاصله پنجم بالا تر نوشت.
- گروه ترومپت،از این گروه می توان از ترومپت "سی_بمل" نام برد که سهم اجرایی آن را گاه انتقالی_متناسب با سطح زیر و بمی آن_می نویسند،اما بهتر است که این بخش را همچنان غیر انتقالی بنویسیم.
منبع: وبلاگ شیطان ویلون نواز
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 0:46  توسط مام آرش
|
هدر اشمیت (Heather Schmidt) به عنوان یکی از تکنیکال ترین و در عین حال با موزیکالیته ای برجسته، در دنیا شناخته شده است. او را میتوان به یکی از برترین نوازندگان صحنه دنیا نام برد، نوازنده ای که کنسرتهایش شور و هیجان خاصی در میان مخاطبینش به وجود می آورد. جدا از تبحر بالایش در نوازندگی، اشمیت در آهنگسازی نیز مهارت و استعداد خود را نشان داده است و احساس و نبوغش در خلق قطعات ستودنی است.
وی نقدهای تحسین برانگیزی را در خلال اجراهای تلویزیونی و رادیوی و همچنین کنسرتهایش در کشورهایی چون: Canada, the United States, Russia, France, Germany, Switzerland, Poland, the Czech Republic, England, Cyprus, Mexico, Brazil, و the British West Indies دریافت نموده است.
اشمیت تحصیلات موسیقی را از سن چهار سالگی شروع نمود، با توجه به استعداد بالایش در موسیقی توانست در سن 21 سالگی دو اجرای بسیار خوب به همراه رپرتواری حرفه ای را اجرا نماید و همچنین در مسابقات برگزار شده توسط دانشگاه، رتبه نخست را از آن خود نماید؛ تا جایی که، او بعنوان جوانترین شاگرد توانست مدرک دکترای موسیقی را از دانشگاه موسیقی ایدیانا دریافت نماید. او همچنین طی دو سال تحصیلات تمکیلی و حرفه ای خود را در دانشگاه جولیارد نیویورک به اتمام رساند.
به عنوان یک نوازنده ویرتئوز، وی مهارت بالایی در اجرای موسیقی مدرن و کلاسیک را دارا میباشد و دارای رپرتوار گسترده ای از قطعات دوره های مختلف میباشد. وی جدا از فعالیتها و کنسرتهای تکنوازیش اکثرا همراه با نوازنده ویلنسل Shauna Rolston نیز کنسرتهای متعددی را با عنوان Piano Six/Piano Plus اجرا نموده است.
اما جاب است بدانیم ساخته های وی را با آهنگسازان بزرگی چون موزار و راخمانینف مقایسه مینمایند که نشاندهنده این است که با استفاده از هنر خود در نوازندگی پیانو و خلاقیت و استعداد در آهنگسازی این دو هنر در جهت تکامل خویش گام برداشته اند و از اشمیت موزیسینی تمام عیار ساخته است.
اشمیت در مسابقات بسیاری نیز حضور داشته است که توانسته جوایز بسیاری را از آن خود نیز نماید همانند :
جایزه اول مسابقه prestigious Eckhardt-Gramatté بعنوان پیانیست
جایزه اول مسابقات کنسرتو کانادا
سه پار پیاپی برنده جایزه آهنگسازی از سوی BMI
جایزه Robert Fleming از سوی دولت کانادا
و همچنین نامزد جایزه گرمی در قسمت بهترین اثر آهنگسازی در بخش کلاسیک
در زمینه ضبط آثار مدرن و کلاسیک وی جایزه ارزشمند Opus Magazine’s Best Classical CD به خاطر آلبوم Solus از آن خود نموده و آلبوم بعدی وی با عنوان Shimmer که بزودی توسط کمپانی ناکسوس منتشر خواهد شد و آلبوم تکنوازی دیگری از او که قطعاتی از Mendelssohn-Hensel اجرا نموده است و همچنین آلبومی دونوازی به همراه نوازنده ویلنسل Shauna Rolston نیز از دیگر کارهای ارزشمندش میباشد.
فعالیت هایی در زمینه ساخت قطعات موسیقی برای آثار تلویزیونی و موسیقی فیلم نیز میتوان در میان آثارش مشاهده نمود که یکی از فعالیتهای دیگر این نوازنده و هنرمند میباشد.
اشمیت را باید یکی از موفقترین زنان در عرصه موسیقی دانست، مهارت بالا در نوازندگی، نبوغ در آهنگسازی و جدا از آن تدریس به عنوان پرفسور در برخی از معتبرترین دانشگاه های جهان، برگزاری کلاس های پیشرفته نوازندگی، سخنرانی و ارائه مقالات متعدد از دیگر کارهایی است که وی به آن اشتغال دارد.
اشمیت به عنوان استاد مهمان در دانشگاههای چون : University of Mexico, the Sibelius Academy in Finland, the Iceland Academy of Music, و Schloss Elmau Festival in Germany حضور فعالی را دارا میباشد. وی در حال حاضر در رویال کنسرواتوار موسیقی تورنتو کانادا مشغول تدریس در زمینه آهنگسازی و پیانو است.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 1:50  توسط مام آرش
|
موسیقی زندگی همان است که در طی لحظات مختلف روزمره با سکوت خواب و جنجال ماشین های خیابان و
هیجان های انتظار های من و تو تبدیل به سمفونی جبر روزگار می شود .
آری ، آری زندگی زیباست !
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 1:18  توسط مام آرش
|
تاريخ نويسان و موسيقي دانان معروف جهان معتقدند كه كردستان مهد تمدن موسيقي جهان به حساب ميآيد.
" گزنفون " تاريخ نويس يوناني در اينباره نوشته است: در سال ۴۰۱قبل از ميلاد، بعد از حمله يونان به ايران و شكست كوروش هخامنشي از يونانيها، هنگامي كه لشگر يونان قصد بازگشت از كردستان را داشت، كردها با خواندن نغمهها و سرودهاي دستهجمعي يونانيها را مورد حمله قرار دادند.
گزنفون افزوده است، كه چگونه كردها در آن زمان با هنر موسيقي آشنايي داشتند و حتي از آن در جنگها هم استفاده ميكردند.
در ويژهنامه موسيقيايي " فاسكه كه " كه در فرانسه منتشر ميشود، آمده است كه ايران قديم و سرزمين "ميسوپوتاميا" يعني جايگاهي كه كردها اكنون در آن سكونت دارند، قديميترين مهد موسيقي جهان بوده است.
به نوشته اين نشريه، تمام ملوديهاي ايراني در اينجا منظور ايراني بودن ملوديها است، يعني جايي كه فرهنگ آريايي در آنجا حضور داشته است- نه مرز جعرافيايي و سياسي ايران كنوني در جهان بيهمتا و بينظير است.
قوم كرد به عنوان يكي از قديميترين اقوام آريايي به علت بهره بردن از فرهنگ غني ايراني داراي اصيلترين موسيقي و ملوديهاي جاودان و بزرگ است.
+
نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 15:8  توسط مام آرش
|
وضعیت موسیقی در ایران در بد ترین وضعیت خود به سر می برد
افرادی که خود را صاحب نظر و اهل فن میدانند چه میدانند
که مشکلات موسیقیدان های این مملکت چی هستش و
از کجا ها ناشت گرفته است .
فکر میکنند که اجرا نکردن ُ کار نکردن ُ فعالیت نکردن در ظاهر
موسیقی کشور مان تعطیل میشود ولی فکر نمی کنند که ریشه
این توقوف ها و مانع ها از چیه ؟ و از کجاست ؟
؟ ؟ ؟
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 12:15  توسط مام آرش
|
| امام جمعه مشهد: تفاوت مشهد و سایر مراکز استان ها باید به این باشد که کنسرت موسیقی در آن اجرا نشود |
| |
|
|
امام جمعه مشهد مقدس به نقد عملکرد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و همچنین سازمان تربیت بدنی پرداخت.
علم الهدی امام جمعه مشهد مقدس ضمن انتقاد از برخی سازمان های دولتی گفت: آن استراتژی که در سیاست خارجی و اقتصاد{دولت}داشته در عرصه فرهنگی نداشته است. انتظار ما هم از دولت احمدی نژاد که می گوید دولت من دولت انتظار است، بیشتر از این است. بنده هم اکثر نقد هایی که به دولت داشته ام در حوزه مسائل فرهنگی بوده است.
وی که با ویژه نامه خراسان مصاحبه می کرد در ادامه افزود: به عنوان مثال باید به مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اشاره کرد که عملکردش ضد فرهنگی بوده و هم اکنون نیز این گونه است.
علم الهدی در بیان دلایل پیرامون انتقادش افزود: ببینید این ها همه چیزها را توسعه داده اند و دنبال همه چیز هستند، فقط دنبال یک سری معیار های غربی پوسیده هستند. توریستی که آقایان ادعا می کنند به هیچ وجه درکشور ما قابل توسعه نیست زیرا جواب نمی دهد. آن چیزی که در کشور ارزش دارد ولی به دنبال آن نرفته اند و برای آن استراتژی ندارند، و اصلا به نظر می رسد هیچ علاقه ای به آن نداشته باشند، حضور زائران خارجی در مشهد است.
وی افزود: سال قبل حدود 700 هزار زائر خارجی به مشهد آمده بودند که این تعداد به مراتب بیش از آمار بسیاری از کشور های اسلامی و آسیایی دیگراست. سازمان گردشگری هیچ کاری برای توسعه زیارت خارجی ها نکرده است. این کارهایی هم که شده توسط سازمان گردشگری نبوده است. سازمان گردشگری علاوه بر اینکه در این زمینه ها قدمی برنداشته علاوه بر آن در توسعه مفاسد اولی بوده است. در این شهر خیلی از خراب کاری ها زیر سر آژانس های گردشگری است.
امام جمعه مشهد افزود: تربیت بدنی هم همینطور است. البته آقای علی آبادی در راس این سازمان یک فرد ارزشی است ولی این آدم خوب نتوانسته حتی یک سر سوزن جریان تربیت بدنی را به سمت ارزش ها هدایت کند.
علم الهدی در ادامه این مصاحبه به بیان نظراش درباره موسیقی پرداخت و گفت: نظر کلی من در مورد موسیقی این است که این هنر نمی تواند ارزش های دینی ما را زیبا کند زیرا اگر این ابزار در زیباسازی ارزش های دینی موثر بود ائمه (ع) قبل از همه از این ابزار استقاده می کردند.
وی افزود: با این حال می بینیم ائمه (ع) با وجود اینکه پول های گزافی به شاعرانی نظیر فرزدق و کییت داده اند، چنین حمایتی را از موسیقی نکرده اند. اهل بیت ضد هنر نبوده اند. پیامبر اکرم (ص) به حسان بن ثابت می گویند: روح القدس در تو دمیده شده است. معصومین در مقام استخدام شعر در حوزه معارف دینی این گونه عمل کرده اند. پس معلوم می شود موسیقی نمی تواند در راستای ترویح معارف دینی مورد استفاده قرار گیرد. البته آنچه در نظام اجرا می شود باید مبتنی بر قتوای امام راحل (ره) اجرا می شد و مقام معظم رهبری باشد.
حجت الاسلام علم الهدی در ادامه به بررسی فعالیت گروههای موسیقی در شهر مشهد پرداخت و گفت: در مورد اجرای کنسرت موسیقی در مشهد، این کار مثل نواختن موسیقی در کنار حرم امام رضا (ع ) است. با آن مطالبی که گفتم و حدیث پیامبر اکرم (ص) "بین الجبلین روضه من ریاض الجنه" شهر مشهد همه اش جزو حرم امام رضا (ع) است و همانطوری که هیچ موسیقی دانی به خود اجازه نمی دهد در حرم امام رضا (ع) به نوازندگی بپردازد لذا در مشهد نیز نباید کنسرت موسیقی اجرا شود.
وی تاکید کرد: تفاوت مشهد و سایر مراکز استان های دیگر باید به این باشد که کنسرت موسیقی در آن اجرا نشود، هر چند همانطور که گفتم کلاس موسیقی پا برجاست. |
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 13:28  توسط مام آرش
|
من دیگر به تنهایی آتش نوروز را روشن نمی کنم
سال نو و آئین آریایی همایون باد .
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 19:52  توسط مام آرش
|
این کتاب به همراه سی دی اثر بهروز رضایی است که به سه زبان کردی، ترکی استانبولی و انگلیسی در ترکیه منتشر شده است. نویسنده کتاب در دوازده مقام موسیقی کردی که در کتاب دیوان "مه م وزین" اثرشاعر و فیلسوف کردی احمد خانی از آن یاد شده است، به آهنگسازی پرداخته است. مقام های موسیقی کردی عبارتند از راست، عراق، زنگوله، شهناز (حصار چهارگاه)، حجاز، رهاوی، حسینی، او} (عشاق)، گوشت، نوا، صبا (شور عربی).
پارتیتور و نت آثار ارائه شده در این کتاب نیز در کتاب منتشرشده است. کتاب همراه با یک سی دی که شامل اجرای آهنگ های ارائه شده در کتاب عرضه شده است. قطعات آهنگسازی شده به صورت بی کلام و توسط ارکستر مجلسی اجرا شده است. نویسنده تصمیم دارد ترجمه فارسی این کتاب را نیز برای استفاده کرد زبانان ایران و علاقمندان فارسی زبان نیز منتشر کند.
این کتاب به همت انستیتوی فعالیت های فرهنگی کردان در استانبول ارائه شده است.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 11:34  توسط مام آرش
|
زندگی خود را می فروشم ( مزایده ) برای خرید نان فردا
در این زندگی که نه فهمیدم مدرسه چیست ؟ نه دانستم بازی چه
معنی دارد !
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 11:19  توسط مام آرش
|
در این شعله ها آتش خاموش می شود
و کهنه دور کمر کاوه اصل نام می شود
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 11:18  توسط مام آرش
|
- آواز طاهري، رزمي كار ايراني تيم تكواندوي آلپ آدريا، در مسابقات قهرماني استان اشتاير مارك اتريش، با كسب يك مدال طلا در فرم و يك مدال نقره در مبارزه، بر سكوي قهرماني جاي گرفت.

اين مسابقات با شركت هشت تيم ازسراسر اتريش در مركز ورزشي اداره پست گراتس و در قالب مسابقات قهرماني استان اشتاير مارك در دو رشته فرم(پومسي) و مبارزه برگزار شد.
پس از آيين گشايش مسابقات كه در ساعت 11 صبح با سخنان كوتاه دكتر رضا زاده محمد، رئيس فدراسيون تكواندو استان اشتاير مارك آغاز شد. در بخش اجراي فرم آواز طاهري، تنها شركت كننده تيم آلپ آدريا در اين بخش، مدال طلاگرفت.
بعدازظهر، در دور دوم مسابقات تيم آلپ آدريا با كسب شش مدال طلا توسط كريم حسين، ادين كيميك، دراگان لوكار، علي علي، پاتريك اسلانوواك، داليبور سارسكيويچ و سه نقره و سه برنزتوسط آواز طاهري، عرفان توكلي،هاني ابوالنقاء امين عطايي، سجاد حسن وسعد شوآن در مبارزه و يك طلاي آواز طاهري در فرم، در جايگاه سوم تيمي قرار گرفت.
تيم چند مليتي آلپ آدريا به سرمربيگري دكتر رضا زاده محمد، مربيگري هاردي و سرپرستي اردوان طاهري در اين دوره ازمسابقات استان اشتاير مارك اتريش شركت كرده بودند.
+
نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 16:22  توسط مام آرش
|
/آرش/نگاهی%20به%20بداهه%20نوازی%20های%20لطفی_files/7b579a3c63c94bb18d59fbf121808c04.jpg)
محمدرضا لطفي و محمد قويحلم به انگلستان رفتند تا در تالار کويين اليزابت در شهر لندن با اجرايي بداهه، در هشتصدمين سال تولد مولانا جلالالدين محمد رومي، كنسرتي را اجرا كنند.
محمدرضا لطفي كه از حدود دوسال پيش به ايران بازگشته و نيمهي تيرماه كنسرتي را در تهران عرضه كرد، دومين اجراي سال 86 خود را به انگلستان برده است.
تكخوان قصهي قلندرانهي دوست ميخواهد اينبار به مثنويهاي مولوي تفال زند تا قويحلم با نوازندگي تنبک و دف، همراهياش کند.
اين اجرا ششم آبانماه - 28 اکتبر 2007 - توسط بنياد ميراث ايران در لندن و گروه هنري "نوا" برگزار ميشود.
رابرت بلاي - مولاناشناس آمريکايي - گفته است: "اشعار مولانا را خوانندگان از همه گروههاي سني با شور و احساس ميخوانند، بهخصوص ترجمههايي را که کلمن بارکس از اين اشعار کرده است؛ لطفي مترجم از نوعي ديگر است؛ از راه موسيقي و صدايش چيزي به ما ميدهد که انتظار داريم هيجان باشد، ولي ميبينيم که تبديل به احساس ميشود. اينکه چنين ارمغاني از فرهنگ ايراني پيشکش شود و فرهنگ آمريکايي آن را بپذيرد باعث قوت قلب است بهخصوص وقتي فکر ميکنيم که در سالهاي گذشته چقدر به ابتذال کشانده شدهايم ... "
محمدرضا لطفي كه در آستانهي 60 سالگياش به ايران بازگشته و مکتبخانهي ميرزا عبدالله و موسسهي آواي شيدا را براي آموزش و اجراي موسيقي ايراني احيا كرده است.
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 14:46  توسط مام آرش
|

حسين عليزاده پوياترين موسيقيدان ايراني در سال هاي اخير بوده است. اگر کمي اهل موسيقي ايراني باشيد، حتماً آثار زيادي را به رهبري حسين عليزاده شنيده ايد. او همواره به دنبال حرکت هاي نو و بديع با حفظ اصالت ها بوده است و از اين رو وي را بايد از نفرات اول جامعه موسيقي دانست. وي بعد از اتمام تحصيلات در هنرستان عالي موسيقي به يک نوازنده منحصر به فرد تار بدل شد. در همان اوايل جواني آثاري چون سواران دشت اميد، حصار و ... را منتشر کرد و بعدها گونه هاي ديگري از موسيقي را تجربه و عرضه کرد. شورانگيز، صبحگاهي، ترکمن، کنسرت نوا و همايون، زمستان است، فرياد و همين طور آثاري متفاوت همچون ني نوا، دلشدگان، گبه، رازنو، موسيقي براي قصه دختراي ننه دريا (با صداي زنده ياد احمد شاملو)، زير تيغ (مجموعه تلويزيوني) و... از ديگر آثار جاودانه او است. وي با نشر مجموعه به تماشاي آب هاي سپيد موفق شد نامزد دريافت جايزه از معتبرترين جشنواره عالم موسيقي (فستيوال گرمي) شود. حسين عليزاده تنها و تنها موسيقيداني است که در تاريخ موسيقي ايراني توانسته به عنوان رديف دان، تک نواز و بداهه نواز تار و سه تار، آهنگساز و تصنيف ساز براي گروه سازهاي ايراني و آهنگساز و تنظيم کننده براي ارکستر سمفونيک، ساخت موسيقي براي تئاتر، تلويزيون و سينما باشد. همين طور محقق موسيقي (به استناد کتاب هاي منتشر شده) و معلم موسيقي (به استناد پرورش، تربيت و تحويل شاگردان موفق به جامعه هنري) تا آنجايي که امروزه اکثر نوازندگان جوان به دنبال کسب مهارت در نوازندگي به شيوه عليزاده هستند.
او با 56 سال سن هنوز هم فعال ترين موسيقيدان ايراني است، هنوز هم چشمه نوآوري وي خشک نشده است، هنوز هم در عرصه هاي تحقيق، تدريس و توليد فعال است.
در پايان اين قسمت به دو حرکت بزرگ و تاثيرگذار عليزاده در همين چند سال اخير اشاره مي کنم. اول اطمينان به توان و ايده هاي جوانان. او تنها کسي است که در عمل براي جوانان ارزش قائل است و بارها اين موضوع را ثابت کرده و همواره کارگاه ها و جشنواره هاي کارآمد براي جوانان برگزار مي کند و از ميان آنها استعدادها و ايده هايي را کشف مي کند و در ادامه براي اين جوانان بستر فعاليت و حرکت رو به جلو را فراهم مي آورد و حتي در کارهاي خود به عنوان نمونه همين کنسرت اخير از توان و نيروي اجرايي اين جوان ها بهره مي گيرد، نه همچون بسياري از آقايان که براي ايجاد فضايي تبليغاتي و هياهويي در رسانه ها براي مدت کوتاهي کلاسي داير مي کنند و بعد هم معلوم نمي شود که هدف و نتيجه از اين همه هزينه مادي و معنوي چه بوده است. دوم اينکه عليزاده اولين کسي است که بعد از انقلاب از صداي بانوان در موسيقي خود استفاده کرده است و پديده هم آوايي را براي برون رفت از اين فضاي نخ نما شده موسيقي آوازي به وجود آورده و همواره از حضور بانوان در عرصه هاي مختلف به خصوص خوانندگي دفاع کرده است.
اميد به آنکه هرچه پربارتر و البته سريع تر شاهد حضور و درخشش تاثيرگذار بانوان در عرصه موسيقي ايراني باشيم. در يک کلام حسين عليزاده را بايد نقطه تقاطع بين محور افقي سنت و محور عمودي نوآوري در موسيقي ايراني دانست.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 22:37  توسط مام آرش
|
۱)هوره چهارده پانزده نوع یا بیشتر با چندین شیوه مانند :جنگه راـگله و ده ره ـبان بنه ای ـسحری و... .
۲)انواع مقالات آوازی که حدود صد نوع و بیشتر دارد مانند:الله ویسی ـقتار ـراست ـسفر ـخاوکه ر و... .
۳)انواع بیت که حدود دویست نوع و یا بیشتر دارد از جمله:خه ج و سیامه ند ـپاییزه ـ زمبیل فروش و... .
۴)انواع لاوک:خه لیلو ـدوت مام و... که بیشتر حماسی و اغلب عاشقانه هستند.
۵)انواع حیران و شیوه های مختلف آن که بیشتر عاشقانه می باشد.
۶)انواع موسیقی تنبور که حدود ۷۰ نوع آن در دسترس می باشد که هم سازی دارد هم آوازی مانند:انواع سما ـطرز ـساروخانی ـبال وشان ـگول و خار و... .
۷)انواع موسیقی عرفانی و مذهبی و خانقایی مانند:چمری ـمور ـلور ـشیخانه و... .
...ادامه دارد
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12:13  توسط مام آرش
|
سکوت کن ولی بگو ...
هنگامه دست در گل فرو بردن تو فرا رسیده است
در گوشه تاریک ونمناک کارگاه
سکوت کن ولی بگو ...
مورچه هم دیگر از خوردن چشم مارمولک لذت نمی برد
سکوت کن ولی بگو ...
سپری شد عمر و امواج رنجها بر آتش شوق فرو ریخت
سکوت کن ولی بگو ...
هنگامه دست در گل فرو بردن تو فرا رسیده است
و من باور می کنم که هیچ وقت از گل نبوده ام
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 15:37  توسط مام آرش
|
بر مهرهای سکوت به سجده ایستاده اند
با شاخهای پیچ در پیچشان
"قوچ های مزرعه ی حیوانات"
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 13:59  توسط عظيم
|
چيزي شبيه خواب
لابه لاي ستونهاي خانه ي ما
چرت مي زند؛
پس از تيرباران سگهاي دهكده.
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 19:17  توسط عظيم
|
زندگی بود و واپسین لحظاتش
من بودم و اندکی موم سیاه
با ناز و رقص انگشتانم بر پرده های ساز
پیوندی بود با گذشته و دور
نمی دانم که چقدر خواهان یک بودن زمینی هستم ؟
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 19:45  توسط مام آرش
|
از خجالت آب و آفتاب
به عمق زمين تجاوز كرديم
نفتكشها
لميده بر استفراغ تاريخ
برايمان كلاه تكان مي دادند.
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 6:4  توسط عظيم
|
چه اسفندها كه دود نشد
در جشن نيامدنت
چه آذرها كه خاموش نشد
چه فروردين ها...
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 2:35  توسط عظيم
|
چند روز پیش کنسرت کامکارها رفته بودیم با اوستا علی اکبر خان در تالار بزرگ کشور
مثل همیشه قوی و هماهنگ ظاهر شدند .
مرحبا به اردوان کامکار که چه تک نوازیی کرد واقعا" که نابغه است .
ساعت وقت خواب بود که از سالن بیرون آمدیم و با اوستا به دنبال جایی امن برای ...
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 18:43  توسط مام آرش
|
رفتيم در حوض زمان ماهي بكاريم
چون آب از سر شد
كمر بر خاك بستيم.
بر دوش" اقيانوس خاكيها" نشستيم
چنباتمه
سر در بغل
قانون" استعمار آبي" را شكستيم...
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 17:59  توسط عظيم
|
هزار مردمك مست شبها در ميان زانوانم
چشمك مي زنند
اما من...
سالهاست از تو آبستنم
موجودي هزارسر ميزايم...
پستانم پر از نسكافه است.
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 13:12  توسط عظيم
|
تمام شب از دردي غليظ نفس مي كشيدم.
فردا شد و از من جز "شيراطميناني رو به خدا"
چيزي نمانده بود...
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 2:37  توسط عظيم
|
بوي درد اعتراض به صف نانوايي
از پنجره ي چوبي اتاق شيشه اي پدربزرگ...
مستراح توي آشپزخانه بوده از اولين شب جمعه...
بفرما پياز كدخدا!
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 3:52  توسط عظيم
|
شعبان بی مخ کجاست که ببیند
پس از مرگش
در اعیاد شعبانیه
در کوچه پس کوچه های پایتخت
کاسه کاسه مذهب نذر می دهند...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 13:25  توسط عظيم
|
رسیدن به اوج بدون بال پرواز ...
نمایان شدن دست یک عروسک زیر یک تن خاک ...
یک رویای واقعی ...
دست عشق ُ دستی که یک انگشت دارد ...
قلبی که سرخ است ُ از بس که گداخته شده است ُ قلبی فلزی ...
کبوتر سفیدی که معنای سفید بودنش را فقط خود می داند ...
کلاغی که در میان یک وسیع سبز بیگانه است ...
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 2:30  توسط مام آرش
|
غرق در فاضلاب زیر فرش خانه
درس فلسفه می خوانم .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 2:14  توسط مام آرش
|
ما چهار پایان زمینی اندکی به تامل نیاز داریم .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 2:12  توسط مام آرش
|
جسمها همه در تیمارستان مجازی
بی خیال بادکنک فروش پشت چراغ قرمز .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 2:11  توسط مام آرش
|